کاش یک لحظه به جایم بودی
تا بدانی که چه
وقتی اندازه سنگینی یک کوه،
و به اندازه تنهایی یک چاه، تو هم تنهائی
و به اندازه آوارگی باد، تو هم آواره
کاش یک لحظه به جایم بودی
تا بفهمی که چه
باغبانی که تبر می سازد
و درختی که به اندیشه هیزم شدن از
و اجاقی که از
کاش یک لحظه به جایم بودی
تا بدانی که چه
وقتی از
و در آنجا که دلی هست وسیع
نیست یک ذره برایت جایی
کاش یک لحظه به جایم بودی...
نه!! پشیمانم از این گفته خویش
که اگر یک لحظه
و فقط یک لحظه
تو به جایم بودی
نه!! پشیمانم از این گفته خویش
کاش هرگز






به تو از تــو مينويسم ،
